تبليغاتX
وبلاگ شخصی مجتبی اصغری
سه شنبه 20 اسفند1387
دیدید دی دی دنیا!
انگار از دنیا دیگه چیزی نمی خوام،قوانینشو دوست ندارم! احساس میکنم دیگه برام قشنگی نداره..
فقط یه اتاق می خوام که از آدم های دوروبرم اونقدر دور باشم که جز صدای اون صدایی رو نشنوم و جز لبخند اون چیزی رو نبینم..
یه تخت که وقتی روش کتاب میخونم و پاهامو تکون میدم  صدا نده..
یه میز که اونقدر بزرگ باشه که بتونم کتابهامو بینظم و نامرتب، روش ولو کنم ..
یه لپ تاب dell که برای ارتقائش مثل به روز شدن نرم افزارهاش، فقط نیاز به اینترنت باشه! ( مثلا فکر کنید هاردتون هر روز اضافه شه!!)
یه اینترنت پرسرعت که بتونم دنیا رو از بالا نگاه کنم،مثل جام جهان نما! مثل گوی جادوگرها، مثل خدا...
شاید یه کم پول و خوراکی هم به دردم خورد! مخصوصا اگه بشه باهاشون املت و آبگوشت درست کرد!

تو دنیای کوچیک الانم فقط همینها برام کافیه. ولی اگه شاید شب تو کوچه های این شهر قدم بزنم و چشم هامو بیشتر باز کنم، چیزهای دیگه ای هم خواستم..مثلا شاید به جای اون یه لبخند، چندتا لبخند خواستم و جای املت..نمیدونم..

نوشته شده توسط مجتبی اصغری در 14:24 | | لینک به این مطلب
به بالاترین بفرستید: Balatarin
پنجشنبه 8 اسفند1387
از هر چی آدم سیگاریه بدم میاد!!! چه از نوع روشنفکرش، چه از نوع بربادرفته!
به بالاترین بفرستید: Balatarin
دوشنبه 5 اسفند1387
پویان میگه آدمهایی که میخوان به قله برسند دو دسته اند: یکي اونهایی که برای رسیدن به قله اشتیاق دارند و برای رسیدن به اون کل مسیر رو می دواند تا سریعتر به قله برسند و دسته دوم که آروم آروم این مسیر رو طی می کنند. دسته اول بعد از رسیدن به قله هیچ چیزی به دست نمی آرند چون قله های بزرگتری رو پیدا میکنند و دوباره روز از نو...برای این دسته همیشه قله های بزرگتر هست و هیچ وقت به چیزی که می خوان نمیرسن! دسته دوم برعکس قصد رسیدن به قله رو ندارند، اونها فقط از مسير لذت ميبرند و سعي ميكنند توي بالا رفتن گلي هم بو كنند، پروانه اي هم ببينند..اونها حتي اگه به قله هم نرسند، به هدفشون رسيدند و از بالا رفتن و حركت كردن لذت بردند.
به بالاترین بفرستید: Balatarin