تبليغاتX
وبلاگ شخصی مجتبی اصغری
پنجشنبه 7 خرداد1388
یادته وقتی کنار هم خوابیده بودیم و پرسیدی چته؟
گفتم خسته ام از اینکه بازهم نباید کم بیارم!

امروز دارم فکر میکنم کاش کم آورده بودم، کاش زمین خورده بودم، کاش..
نمیدونم باید بایستم و دوباره شروع کنم، یا اینکه تلو تلو خوران ادامه بدم..؟کاش می تونستم تو گوگل درباره فردای خودم هم سرچ کنم..اینجوری امروز تصمیم بهتری میگرفتم..
کاش میدونستم مشکل از کجا بود و کجا اشتباه کردم..
نه اشتباه نکن، دنبال علت نمیگردم..
میدونم برای اتفاق های دوروبرم  همیشه لازم نیست دنبال علت بگردم..
یادته همیشه بهت میگفتم من هرکاری که از دستم بر بیاد و انجام میدم، نتیجش دیگه مهم نیست..
ولی واقعا مهم نیست؟پس چرا من اینقدر پریشونم؟!

نوشته شده توسط مجتبی اصغری در 16:41 | | لینک به این مطلب
به بالاترین بفرستید: Balatarin
چهارشنبه 2 اردیبهشت1388
نفت و اصلاح الگوی مصرف

وقتی تو خیابون های این شهر قدم میزنم، احساس میکنم یه تلوزیون سه بعدی جلوم گذاشتن و دارم شبکه World Fashion رو نگاه می کنم! با همون حرکات معروف که مانکن ها روی یک خط راه میرن و سعی میکنن قسمت تحتانی شون رو تکون بدن!! خدایا اینجا کجاست؟!! احساس میکنم من با این مردم غریبه ام..

بهترین ساعت ها، بهترین مارک ها، جدیدترین لب تاپ ها، ساید باید ساید..مارک عینک من ریبنه، مال تو چیه؟ دوربینش چند مگاپیکسله؟! الان که دیگه کسی برا جهیزیه تلوزیون معمولی نمیخره! سینمای خانوادگی الجی!

پنجره رو ببند موهامو تازه اتو کشیدم خراب میشه! اینجوری که باشی بیشتر به چشم میای! باید چشمهاتو نیمه باز نگه داری و لب هاتو...

خدایا چی داره به سر ما میاد؟ جایگاه کاروتلاش تو زندگی ما کجاست؟..اصلا این آدم ها با این همه آرایش چه جوری همدیگه رو میشناسند؟!

اینها عوارض نفته!! نفت که سر سفره آدم باشه همین میشه. ما نقش اون بچه پولدارهایی رو بازی میکنیم که تو زندگی مون تلاش نکردیم، یعنی بهمون یاد ندادن که تلاش و کار و تفریح جایگاهشون کجای زندگی ماست و از فرهنگ غرب فقط فیلم های هالییوودیشونو دیدیم که وای چه صحنه هایی دارن!! یعنی میشه من  هم مثل باندراس تو فیلم غریزه اصلی..!

از برکات نفت روی سفره مردم اینه که مردم مصرف گرا شدند، مردم موبایل 5 مگاپیکسل با جدیدترین امکانات( که نمیدونم تو ایران به چه دردشون میخوره) از نون شب براشون واجب تر شده. مردم نفهمیدن ازکجا و چه طوری فرهنگ جهاد و شهادت رو با فرهنگ بلوتوث بازی و پخش cd های زهرا امیرابراهیمی عوض کردند! اینها همه برکاته نفته! نفت که تو سر سفرت باشه دیگه برو پی عشق و حال، چیکار داری به اقتصاد واجتماع و .. بزرگترین سوء مدیریت ها هم با پولی که از زیر زمین میکشیم بیرون، حل میشه!

ولی وای به حال اون روزی که از نفت خبری نباشه و این مردم یا همون بچه پولداری که یه عمر با فرهنگ مصرف گرایی زندگی کرده قرار باشه تولید کنه، مدیریت کنه، تغییر بده، بهتر انتخاب کنه..من که فکر نمی کنم تا وقتی نفت داریم اتفاقی بیفته!!

به بالاترین بفرستید: Balatarin
یکشنبه 9 فروردین1388
خداحافظ جام جهانی، خدا حافظ علی دایی و خداحافظ برانکو!
بابا یکی نیست به این علی آبادی بگه رییس جمهور و برای هر بازی که 4-5 تا آدم جمع میشن ورنداریم ببریم ورزشگاه آزادی! بابا ناسلامتی ما هم عرق ملی داریم!!! اینجوری این خارجی ها می فهمن چقدر برامون سخت بوده و چقدر سوختیم تا ته!! ما جلوی 100 هزار نفر تماشاچی به علاوه  یه رییس جمهور بهشون باختیم.

الان همه جا بحث بازی ایران - عربستان داغه و همه کارشناس و همه هم در حد مورینیو! حالا این علی دایی بدبخت چی میکشه که از اسم اون استفاده شده برای اینکه ضعف های مدیریتی ما پوشونده بشه. نه اشتباه نکنیم، این کل سیستمه که مشکل داره..ما حتی به سمتی هم نمیریم که امیدوارکننده باشه. یه نگاه به طرح پیراهن تیم ملی فوتبال ایران بیشتر عمق فاجعه رو مشخص میکنه!

ولی حالا این قدر هم بد به همه چی نگاه نکنید، خوب شد باختیم بابا! حداقل اینحوری نمیگیم اگه اون ببازه اگه ما ببریم و اگه...آره بازی پلی آف و  حتما یه غزال تیزپای دیگه ها؟! نه بابا، تموم شد.
حیف که این مزدک شجاعت عادل فردوسی پور و نداشت تا یه بار دیکه بگه: خداحافظ جام جهانی، خداحافظ علی دایی، خداحافظ برانکو!!

به بالاترین بفرستید: Balatarin
سه شنبه 20 اسفند1387
دیدید دی دی دنیا!
انگار از دنیا دیگه چیزی نمی خوام،قوانینشو دوست ندارم! احساس میکنم دیگه برام قشنگی نداره..
فقط یه اتاق می خوام که از آدم های دوروبرم اونقدر دور باشم که جز صدای اون صدایی رو نشنوم و جز لبخند اون چیزی رو نبینم..
یه تخت که وقتی روش کتاب میخونم و پاهامو تکون میدم  صدا نده..
یه میز که اونقدر بزرگ باشه که بتونم کتابهامو بینظم و نامرتب، روش ولو کنم ..
یه لپ تاب dell که برای ارتقائش مثل به روز شدن نرم افزارهاش، فقط نیاز به اینترنت باشه! ( مثلا فکر کنید هاردتون هر روز اضافه شه!!)
یه اینترنت پرسرعت که بتونم دنیا رو از بالا نگاه کنم،مثل جام جهان نما! مثل گوی جادوگرها، مثل خدا...
شاید یه کم پول و خوراکی هم به دردم خورد! مخصوصا اگه بشه باهاشون املت و آبگوشت درست کرد!

تو دنیای کوچیک الانم فقط همینها برام کافیه. ولی اگه شاید شب تو کوچه های این شهر قدم بزنم و چشم هامو بیشتر باز کنم، چیزهای دیگه ای هم خواستم..مثلا شاید به جای اون یه لبخند، چندتا لبخند خواستم و جای املت..نمیدونم..

به بالاترین بفرستید: Balatarin
پنجشنبه 8 اسفند1387
از هر چی آدم سیگاریه بدم میاد!!! چه از نوع روشنفکرش، چه از نوع بربادرفته!
به بالاترین بفرستید: Balatarin